تبلیغات
نمایشگاه مبل سفیر - در حوالی بساط شیطان ...
نمایشگاه مبل سفیر
مبل سفیر ارائه دهنده بهترین مبلمان و سرویس منزل
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM

دیروز شیطان را دیدم .

در حوالی میدان ، بساطش را پهن کرده بود ، فریب می فروخت .

مردم دورش جمع شده بودند ، هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند .

توی بساطش همه چیز بود : غرور ، حرص ، دروغ و خیانت ، جاه طلبی و قدرت !

هر کس چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد .

بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و  بعضی پاره ای از روحشان را . بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگیشان را ...

نمایشگاه مبل سفیر

شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد .

حالم را به هم می زد دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند.

موذیانه خندید و گفت : من کاری با کسی ندارم ،

فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا میکنم ،

نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد ،

می بینی آدم ها خودشان دور من جمع شده اند.

جوابش را ندادم .

آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت : البته تو با این ها فرق می کنی تو زیرکی و مؤمن .

زیرکی و ایمان ،آدمی را نجات می دهد .

این ها ساده اند و گرسنه ، به جای هر چیزی فریب می خورند .

از شیطان بدم می آمد ، حرف هایش اما شیرین بود .

گذاشتم که حرف بزند . و او هی گفت و گفت و گفت .

ساعت ها کنار بساطش نشستم . تا اینکه چشمم به جعبه ی عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود .

دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم .

با خودم گفتم : بگذار یک بار هم شده کسی چیزی از شیطان بدزدد . بگذار یک بار هم او فریب بخورد .

به خانه آمدم و در جعبه ی کوچک عبادت را باز کردم .

توی آن اما جز غرور چیزی نبود .

جعبه ی عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت . فریب خورده بودم .

دستم را روی قلبم گذاشتم ، نبود . فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام .

تمام راه را دویدم ، تمام راه لعنتش کردم ، تمام راه خدا خدا کردم .

می خواستم یقه نامردش را بگیرم ،عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم .

به میدان رسیدم . شیطان اما نبود ..

آن وقت نشستم و های های گریه کردم، از ته دل .

اشک هایم که تمام شد ، بلند شدم ، بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم ، که صدایی شنیدم ...

صدای قلبم را .

پس همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم .

به شکرانه ی قلبی که پیدا شد .

نمایشگاه 
مبل سفیر






نوع مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها : مطالب جالب، سرگرمی،
ارسال شده در: دوشنبه 20 اردیبهشت 1389 :: توسط : نمایشگاه مبل سفیر


درباره وبلاگ
نمایشگاه مبل سفیر ارائه دهنده بهترین مبلمان و سرویس منزل

افرادی که تمایل به سفارش داشته باشند محصولات ما به طور رایگان در هر نقطه ای از ایران برای آنها ارسال خوهد شد.

آدرس فروشگاه ش 1 : اصفهان - اتوبان بروین اعتصامی - خیابان شیخ طوسی شرقی - نمایشگاه مبل سفیر

تلفن :03115564306
همراه :09364719505
تلفکس : 03115568143

به دیگر وبلاگهای من سر بزنید،خوشحال میشم

www.moblsafir.blogfa.com
www.moblsafir.iranblog.com
مدیر وبلاگ : نمایشگاه مبل سفیر
مطالب اخیر
پیوندها
نظرسنجی
چه موضوعاتی در وبلاگ بیشتر مورد توجه شما قرار گرفته است ؟







آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

JavaScript Codes کدهای جاوا اسکریپت خدایا ظهور را نزدیك گردان





Powered by WebGozar